blogers
icon ♥‿♥لیـــــــــــلی و مجنـــــــــون♥‿♥

♥‿♥لیـــــــــــلی و مجنـــــــــون♥‿♥

حلقه ی دستانت که بر کمرم میزنی ، زیباترین اسارت زندگی من است !

خــــــــــــــــــدای مــــــــــــــن!... 

خــــــــــــــــــدای مهربــــــــــــان من!...

تو همه حال مرا میدانی...!

میـــــــــــدانی که چقدر به رحمت تـــــــــــــو امـــــــــید بسته ام...!

و چقدر آرامم از اینکه تــو و مهربانی و لطفت را همیـــشه در جان لحظاتم احساس می کنم...!

خـــــــــــدای مهربـــــــــــــــانم...!

حس داشتنت...!

حس بودنت ...!

حس حضورت...!

در تار و پود لحظاتم جاری ست و مـــــــــن چقدر با تـــــــــو خوشبختم...!

و من چقدر با تـــــــــــو ای خـــــــــــدای مهربانم، پر از آرامــــــــــشم...!

هــــــــــر آنچه هست در زندگیم...

از تـــــــــــــوست و رحمت تــــــــــــو...

رحمتی که به خاطــــــــــر ایمانم به تــــــــــو...

به خاطــــــــــر یقینم به تــــــــــــــو...

تا همیشــــــــــه بر مـــــــــن خواهد بارید...

خـــــــــــدای مهربانم...!

مــــــــــن آنکه دلــــــــــــم با او آرام میگرفت 

همان کس تا لحظه ای که زنده ام عاشقش خواهم ماند...

و عاشقم خواهد ماند...

همان کسی که همدم و همراز همیشگی ام بر روی زمین خواهد بود...

همان کسی که تا همیشه فقط و فقط از او مهربانی و پاکی و خلوص خواهم دید...

خـــــــــــدایا تـــــــــو این شخص را به من هدیه دادی...

خوب می دانم...

و از تـــــــــــــــو ممنـــــــــــــــونم

و تا همیشــــــــــــه شکــــــــــــرگزار تــــــــــــو خواهم بود

و تا همیشه تو را سپاس می گویم مهـــــــــربـــــــانـــــــا...

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم شهریور 1391ساعت 1:6 PM به قلم سکـــوت|


عشـق از ازل است و تا ابــد خواهد بود 

                                            جوینده ی عشق بی عدد خـواهد بود 

فـــردا کــه قیامــت آشکـارا گردد 

                                             هر کس کـه نه عاشق است رد خواهد بود

مولانــــــــا

 

نوشته شده در شنبه بیست و پنجم شهریور 1391ساعت 5:48 AM به قلم سکـــوت|

✘بــــاور کــــن !
کــــار مــــن نیستــــ ،
کــــار ِ - خــــداستــــ ...
" دلـــــــم "
جایــــی
میــــان ِنَفَس هایَتــ♥ــــــ-

گیــــر کــــرده استــــــــ ...
 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 6:58 AM به قلم سکـــوت|

لحظه هایم مـــال تــو ..بـه قیمت صـفر ” تومن”
همین که
“تـــو کنـــار “مـن” باشی
ثروتمـندترین انسانم..

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 6:34 AM به قلم سکـــوت|

عشــــ♥ــــق یــ ـعنـﮯ:


وقــتـﮯ ازت پـ ــرسیــבטּ 



چــﮧ نســبتـﮯ بـ ــاهاش בارﮮ?؟ 




سـ ـرت رو بـالـآ بــگیرﮮ 



و شجــاعانـﮧ بگـﮯ عشقمه 


مـ ــیفهمـﮯ?؟

 

 

نوشته شده در سه شنبه بیست و پنجم آذر 1393ساعت 6:13 AM به قلم سکـــوت|

مـَــن
کَـســـیَــــــم ﮐــﻪ
ﻭﻗﺘــــــــﯽ ﯾـﻪ نَــــــفَــــــــرو
ﺩﻭﺳــــــــــﺖ داشتـــه بــــاشَـــــــــــــم…
ﻭﺍﺳــــــﻪ ﺑــقــیــــه
ﻧﻤــــــــﺎﺯ “مِــــیِـّــــــتــــــــ”
مــــــی خــــونَــــــم

 

 

نوشته شده در یکشنبه شانزدهم آذر 1393ساعت 10:39 AM به قلم سکـــوت|

 

در ذهن  زنانه ی مـَטּ، مرد یعنی تکیه گـآهی اَمـטּ

یعنی بوسه اےِ از روی دوستــ داشتـטּ، بدوטּِ اندکی شَرمـ 

در ذهن زنانه ی مـَטּ...

مــَرد یعنی کوه بودن... پر از سِخـآوت بودטּ.... پر از حَیاےِ مـَردانه....

در کنارِ ایـטּ اُبـُهتــ ، لوس شدטּ هاےِ کودکـآنه....

در ذهـטּِ  زنانه ی خوشبیـטּِ مـَטּ.....

مـَرد یعنی دوستــ می دارمـَتــ ...

تو هـَر لـَحظه بـآ مَنـے....

تو " مـــَردے "....

مـَטּ بی تو بــآ  تمامـِ آفرینش بیگـآنه اَمـ

 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 5:57 PM به قلم سکـــوت|

این دنده ها ...

جِناغ ...

قفسه ے سینه ...

اگــر نبـــودنـــد،

قَلبــمــ  بیـرون می پـَریـد ....!

و تــــو عاقبتـــ ...

می فهمیدے این همــه عِشق ...

از کُجــآ سـَرچِشمه میگیــرد !!

 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 5:47 PM به قلم سکـــوت|

صدايمـــ کهـِ مـے کنـے" بـآنو " 

با مصوت ِ بلندِ " او " ،

تمامـــ سلول ـهاے تنمــ

که اين همه مدت ِ طولانـے ،

متحدشان کرده بودمــ در برابرِ تو ،

سينهـ سپر مـے کنند روبه رويمـ ...

فقط براے ـهمين يک کلمهـِ !

 

 

نوشته شده در سه شنبه یازدهم آذر 1393ساعت 5:25 PM به قلم سکـــوت|

عــاشقــانـه هــایـم


تــمـامـی نــدارنــد !


وقــتـی تـــــــــــو


بــــــــــــــهـتـریـن


"اتــــــفـاق" زنــدگـی ام هستی …

 

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 5:56 AM به قلم سکـــوت|

امید یعنی‎


فراموش کن طوفان سخت دیشب را‎


ونگاه کن خورشید امروز چه زیبا لبخند میزند‎


امید یعنی ‎


بی کسیهایت را به پشت بلندترین کوه پرتاب کن ‎


فراموش کن تنهاییت را

و عاشقانه ای بساز زیبا به نام او که دوستش داری‎


امید یعنی ‎تو


تویی که آمدی تابیاد بیاورم

 

هستم

 

زنده ام

 

و نفس میکشم ‎


بیاد بیاورم عاشقم


بیاد بیاورم خودم را کجای این راه پرنشیب گم کرده ام

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 5:44 AM به قلم سکـــوت|

نوشته شده در چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 5:35 AM به قلم سکـــوت|

 نفس هایت را بشمار...

بس است! همین کافیست

فقط نفس های خودت...

مگر نه تو تمام دنیای منی!؟

نفس هایت قد همه ی آدم های دنیاست برایم...

قد نفسهایت دوستت دارم دنیای من...

 

 

 

نوشته شده در چهارشنبه پنجم آذر 1393ساعت 5:0 AM به قلم سکـــوت|

حکمت باران در این ایام میدانی که چیست!؟

آب و جارو میشود بهر محرم کوچه ها .....

 

السلام علیک یا اباعبدالله الحسین (ع)

 

نوشته شده در پنجشنبه یکم آبان 1393ساعت 3:42 PM به قلم سکـــوت|

بِهتریـن لـذتـےڪہِ تـوے בنـیـا هست ایـنـهِ ڪہِ . . .

بـدونـے یه نـفـر خـیـلـے בوسِـت داره...!!!

 

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت 11:17 AM به قلم سکـــوت|

"عزیــز بودن" جرܢܢ نیــست. . . ،

 

امتیــازیــست ڪـہ "ﺗــــ♡♡ــــﻮ" در قلب من داریــ. . . ،


و "خیــلیـ ها" ندارند. . . !!!

 

نوشته شده در جمعه بیست و هشتم شهریور 1393ساعت 11:13 AM به قلم سکـــوت|

سیمیــــن دانشــــور :

 

مـــن زن خلق شدم

نه بــــرای در حســــرت یک بوســـه ماندن ....!

بــــرای خلق بوســـه ای از جنس آرامـــش 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 12:43 PM به قلم سکـــوت|

تو فقط مــرد من بمـــــان

مـــــن هم قول میدهم تا ابـــــد

بانـــوی تمام لحظاتت باشــــم

 

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم شهریور 1393ساعت 12:38 PM به قلم سکـــوت|

 دوست دارم دستم را بگیری و زیر گوشم زمزمه کنی

که پشت خوابهای ناآرام تـــو ...

چیزی بیش از نگرانیهای زنانه نیست ...

دوست دارم دستت را بگیرم و زیر گوشت زمزمه کنم 

که پشت نگرانی های زنانه من ...

مردی ایستاده که دیوانه وار دوستش دارم ...!

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و نهم مرداد 1393ساعت 12:31 PM به قلم سکـــوت|

 آغوش تـــــو

مترادف امنیت است

آغوش تـــــو

ترسهای مرا میبلعد

آغوش تـــــو

یعنی پایان سردردها

یعنی آغار عاشقانه ترین رخوت ها

آغوش تــــو

یعنی "من" خوبم!

بغلم کن 

من از بازگشت بی هوای ترس ها

می ترســــم...!

 

نوشته شده در دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 5:31 AM به قلم سکـــوت|

وقتی زنی احساس دلتنگی می کند

برایش از اصول و منطق نگو

بغلش کن و بگذار با اشک خودش را خالی کند

تو فقط سعی کن شانه ای امین و قابل اعتماد باشی

"پائولو کوئیلو"

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و ششم مرداد 1393ساعت 2:1 PM به قلم سکـــوت|

وقتی زن می گوید دلم برایت تنگ شده ...

یعنی : "دوستت دارد "

اگر بگوید "دوستت دارد"

یعنی : دلش برایت تنگ خواهد شد

جمله ی "دلم برایت تنگ شده"

برای زن عمیق تر از تمام اقیانوس هاست

فهمیدن زن سخت نیست 

فقط باید صدای ضربان قلبش را شنید !!!!

که عاشقانه می تپد .... نه بی دلیل !!!

 

نوشته شده در شنبه هجدهم مرداد 1393ساعت 10:47 AM به قلم سکـــوت|

 من تو را دوست دارم !

حرف ساده ای ست

هم گفتنش آسان است 

هم شنیدنش

اما فهمیدنش !

ساده ترین دشوار دنیاست

پای دوست داشتن که به میان می آید

حواست باشد!

تا یادآور شوی هر روز

که "اویِ" زندگی ات را عاشقانه میخواهی 

و بفهمانی که آغوشت

تنها برای او امن و آرامش بخش است

دستانش را بگیر 

در چشمان مهربانش نگاه کن 

و آرام بگو 

من تو را با تمام خستگی هایت ...

با تمام کلافگی هایت... 

میخواهم ...

میفهمم ...

 

نوشته شده در جمعه هفدهم مرداد 1393ساعت 1:29 PM به قلم سکـــوت|

شب قــــدر :

شبـــــی که در آن خطاب می آید :

کجایند جوانمردان شب خیز

که در آرزوی دیدار، بی خواب و ناآرام بوده اند

و در راه عشــق شربت بلا نوشیده اند

تا خستگی ایشان را مرهم گذاریم 

و در این شب قدر ایشـان را با قدر و منزلت گردانیم

کــــــه امشــــــب :

شـــب نوازش بندگان است و وقت توبــه گناهکاران

 

نوشته شده در چهارشنبه بیست و پنجم تیر 1393ساعت 10:46 AM به قلم سکـــوت|

 قوی ترین حســــــــی که

یه زن می تونه به مَردش بده

اینکـــه بهش افتخـــار کنه ...

حتی با تمام کمبـــــوداش...

 

نوشته شده در یکشنبه بیست و دوم تیر 1393ساعت 12:14 PM به قلم سکـــوت|

 "مَردهـــــــا" در عین پیچیدگـــــی ...

در عاشقـــی روش ساده ای دارند

تو را بخواهند برایت می جنگند

تو را نخواهند ،  با تو می جنگند ....

 

نوشته شده در چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 11:38 AM به قلم سکـــوت|

مال کسی باش که حتی اگر 

ساده ترین لباس دنیـــا تنت باشد

تو را به همه ی دنیـــا نشان دهد و بگوید :

این همه ی دنیـــای من است

 

نوشته شده در دوشنبه شانزدهم تیر 1393ساعت 10:25 AM به قلم سکـــوت|

رسیده ام به غزل های دوستت دارم

به درک لحظه ی زیبای دوستت دارم

نشسته ام به ادب، در کلاس درس عشـــق

خوشم به مشق الفبای دوستت دارم

نشسته ام به تماشای فصل سیب سرخ

نشسته ام به تماشای دوستت دارم

"منم که شهره ی شهرم به عشـــق ورزیدن"

و ایستاده دلم پای دوستت دارم 

سروده ام غزلی با ردیف سیب سرخ

بخوان به لهجه ی زیبای دوستت دارم

و عشــــق راز بزرگ خداست ، باور کن!

خوشم به کشف معمای دوستت دارم

 

 

نوشته شده در پنجشنبه دوازدهم تیر 1393ساعت 12:15 PM به قلم سکـــوت|

بودن هم بودنهــای قدیــم

نه اینترنت بود

نه تلفـــن

فقط نگــاه بود 

روبــرو ... چشـــم در چشــم

به همین خلــوص

به همیـن کیفیـت

به همین سادگــی

 

نوشته شده در جمعه ششم تیر 1393ساعت 5:27 AM به قلم سکـــوت|

گاندی خطاب به معشوقه اش :

خوبِ من ، هنـــر در فاصلـــه هاست ....

زیــــاد نزدیک به هم میسوزیم

و زیـــــاد دور از هم یـــخ می زنیم 

تو نباید آنکســی باشی که مــن میخـــواهم 

و من نباید آنکســی باشم کـــه تـــو میخواهــی

کســـی که تــو از من میخواهـی بسـازی

یا کمبودهایت هستند یا آرزوهایت

من بایــد بهتریـــن خــودم باشم برای تـــو

و تو بهترین خــودت باشــی و بشــوی برای من...

خــوبِ مـــن

هنــــر عشـــــق در پیوند تفاوتهاست

و معجزه اش نادیـده گرفتن کمبــودها ..

 

 

نوشته شده در دوشنبه نوزدهم خرداد 1393ساعت 11:50 AM به قلم سکـــوت|


آخرين دلنوشته ها
» (پست ثابت)
» 
» ✘بــــاور کــــن !
» ثروتمندترینم....
» Love Me
» فقط تــــــــو .....(مخاطب خاص)
» ذهن زنانه ی من ....
» سرچشمه عشق ....
» صدایم کن ....
» بهترین اتفاق زندگی ....

 Design By : Pichak 

Rima tools

دريافت كد ساعت
Up Page

ツCode style picturesツ








http://bo3e.com/wp-content/uploads/style-ax-cod.gif  چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير

چشمگير